|
|
|
|
|
ای جان و ای دو دیده بینا، چگونه ای؟ وی رشک ماه و گنبد مینا، چگونه ای؟ ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مست ما بی تو خسته ایم، تو بی ما چگونه ای؟ آنجا که با تو نیست چو سوراخ کژدم است وآنجا که جز تو نیست، تو آنجا چگونه ای؟ ای جان، تو در گزینش جانها چه می کنی؟ وی گوهری فزوده ز دریا، چگونه ای؟ ای کوه قاف صبر و سکینه، چه صابری؟ وی عزلتی گرفته چو عنقا، چگونه ای؟ عالم به توست قایم، تو در چه عالمی؟ تن ها به توست زنده، تو تنها چگونه ای؟ ای آفتاب از تو خجل، در چه مشرقی؟ وی زهر ناب با تو چو حلوا، چگونه ای؟ زیر و زبر شدیمت بی زیر و بی زبر ای در فکنده فتنه و غوغا، چگونه ای؟ ای شاه شمس، مفخر تبریز بی نظیر! در قاب قوس قرب و در ادنی چگونه ای؟ "مولانا جلال الدین محمد بلخی" |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 15:48 توسط سید علیرضا موسوی
|
|
||